|
تو میدانی رسیدن چه لذتی دارد ...... من از آن لحظه می گویم
|
نوار قدیمی توی ضبطی که از سالها پیش
مانده بود خفه میشد
(( دلم برایت تنگ شده ))
دلم برایت..............................
بیتی که با آب و تاب روی نوار غلت می خورد
این روزها
کمی ناراحتم
کمی بد شانس
کمی هر چه جایش بگذاری هستم
چیزی به پایین آمدن ستاره نمانده
بوی خاک بلندتر از دیوار راه می رفت
و نوار قدیمی
گوشه حیاط
(( از کجا بدانم دوستم داری ))
شب سوسو کنان
صدای جیرجیرک را تکرار می کرد
و نفس در خواب
به خورخوری طولانی برای نفهمیدن تبدیل می شد
کجای کار بودنم را از دفتر یادداشتم پاک
کردم
در زمان ومکان
ساده تر هم میشود از تو حرف زد
بهمن 83