تبليغاتX
هنوز ........... ميدوني
تو میدانی رسیدن چه لذتی دارد ...... من از آن لحظه می گویم

من و خواسته هام هر چقدر هم که مهم و دست نیافتنی باشیم از بین خواهیم رفت، نه برای به دست آوردن آرزوهات کوتاه بیا و نه برای به دست آوردنشون از خودت و غرورت بگذر، فقط انسان باش همین..... 

اینو می دونم که یه روز همه چیز تموم می شه، و چیزی که این روزا خیلی متعجبم می کنه و باور نکردنیه ،آدما و خواسته های ناتمومشونه. پس لطفاً از کشتن و کشته شدن دست بردارید.

        مرثیه

 خشمگین و مست و دیوانه ست
 خاک را چون خیمه ای تاریک و لرزان بر می افرازد
 باز ویران می کند زود آنچه می سازد
 همچو جادویی توانا ، هر چه خواهد می تواند باد
 پیل ناپیدای وحشی باز آزاد است
 مست و دیوانه
 بر زمین و بر زمان تازد
 کوبد و آشوبد و بر خاک اندازد
 چه تناورهای باراو مند
 و چه بی برگان عاطل را
 که تکانی داد و از بن کند
 خانه ازبهر کدامین عید فرخ می تکاند باد ؟
لیکن آنجا ، وای
 با که باید گفت ؟
 بر درختی جاودان از معبر بذل بهاران دور
 وز مسیر جویباران دور
 ایانی بود ،‌مسکین در حصار عزلتش محصور
 آشیان بود آن ، که در هم ریخت ،‌ ویران کرد ،‌ با خود برد
ایا هیچ داند باد ؟

                                                                                                              مهدی اخوان ثالث

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم تیر 1388ساعت 7:26 قبل از ظهر  توسط سهیلا   |