|
تو میدانی رسیدن چه لذتی دارد ...... من از آن لحظه می گویم
|
من و خواسته هام هر چقدر هم که مهم و دست نیافتنی باشیم از بین خواهیم رفت، نه برای به دست آوردن آرزوهات کوتاه بیا و نه برای به دست آوردنشون از خودت و غرورت بگذر، فقط انسان باش همین.....
اینو می دونم که یه روز همه چیز تموم می شه، و چیزی که این روزا خیلی متعجبم می کنه و باور نکردنیه ،آدما و خواسته های ناتمومشونه. پس لطفاً از کشتن و کشته شدن دست بردارید.
خشمگین و مست و دیوانه ست
خاک را چون خیمه ای تاریک و لرزان بر می افرازد
باز ویران می کند زود آنچه می سازد
همچو جادویی توانا ، هر چه خواهد می تواند باد
پیل ناپیدای وحشی باز آزاد است
مست و دیوانه
بر زمین و بر زمان تازد
کوبد و آشوبد و بر خاک اندازد
چه تناورهای باراو مند
و چه بی برگان عاطل را
که تکانی داد و از بن کند
خانه ازبهر کدامین عید فرخ می تکاند باد ؟
لیکن آنجا ، وای
با که باید گفت ؟
بر درختی جاودان از معبر بذل بهاران دور
وز مسیر جویباران دور
ایانی بود ،مسکین در حصار عزلتش محصور
آشیان بود آن ، که در هم ریخت ، ویران کرد ، با خود برد
ایا هیچ داند باد ؟
مهدی اخوان ثالث