|
تو میدانی رسیدن چه لذتی دارد ...... من از آن لحظه می گویم
|
بخشی از کودکی من به خاک رفت
نیستی که ببینی نگاه های من از تو سرشار است
نیستی که ببینی اشک های من از تو روان است
نیستی کودکی من
نیستی نیستی نیستی
امروز قسمتی از کودکی من و خاطرات خوبش به خاک سپرده شد. و ما فقط می تونستیم اشک بریزیم و
به یاد اون روزها براش دعا کنیم تا سرنوشت خوبی در انتظارش باشه. امروز من یکی از دوستان کودکیمو
از دست دادم و چه زود رفت و چه زود خاطره شد. هنوز باورم نمی شه که دیگه حسین بین ما نیست
فقط ۲۳ سال داشت و کلی آرزو که با خودش نبرد. ای کاش بود و امسال تابستون مثل تمام تابستون ها
با خانوادش به رودهن می رفت و باز به خاطرات گذشته اضافه می شد......................
و من قسمتی از کودکی خود را در خاک دیدم.